يک هفته است که سپهر رفته ، بابل و ماموريتش 1ماه طول ميکشه ، من ديروز خواستم برم ببينمش ! از وسط راه برم گردوند ، واسه من هم زيارت بود هم تجارت ، آخه من تا حالا شمال نرفتم ، الا يک بار که با سپهر رفتم آستارا ، دعا کنيد زود برگرده ، خيلي دلم واسش تنگ شده !خيلي تنها شدم ! البته از اينکه شما رو دارم خيلي خوشحالم
8/24/2004
8/15/2004
به سپهرجان بن شهروند داده اند قرارشده امروز منو ببره شهروند و اندازه 10000تومان واسم خريد کنيم خيلي ذوق وشوق دارم چون تا حالا شهروند نرفتم ولي ميخواهم بيشتر پولشو واسه سپهر سن ايچ بگيرم عشق سن ايچ داره! منم که عشق خريد و گردش تفريح يه روز که از خونه بيرون نميرم خفه ميشم! اميدوارم به شما هم خوش بگذره
8/11/2004
دلم واسه همتون تنگ شده ، می خواهم بیشتر تو جمع شما ها باشم ، تابستون تا اینجاش چطور بوده ؟ بهتون خوش گذشته ؟ راستی اگه وقت کردید یه سر هم بیایید شهر سر سبزما (ارومیه)، بهتون خوش میگذره ؛ فقط اگه رفتید دریا مواظب باشید مثل من دست وپا تون به سنگهای نمکی گیر نکنه و زخم وزیلی نشید. اگه بند برید حسابی حال کنید ، قربون همه آدم های ها حال ، ولی زیاد شلوغی نکنید.
این چند روزی که خونه بودم ، نتونستم حسابی خوش بگذرونم ، مشکل بزرگ من اینه که نمی تونم راحت با مشکلات کنار بیام . وقتی متهم به کاری میشی که واقعا تو، توش نقشی نداشتی ، چه حسی بهت دست میده ؟ چیکار میکنی ؟ هر چقدر هم که بگی و توضیح بدی کسی حرفتو قبول نکنه چی ؟ من از آدم هایی که به جای رک بودن طعنه کنایه میزنند بدم میاد ، بدبختی اینجاست که نمیتونم باهاشون مثل خودشون برخورد کنم . کمکم می کنید که مشکلم رو حل کنم.
